تبلیغات
گیتار چابهار - چگونه خواننده بشیم
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امید بی وس
نویسندگان
نظرسنجی
من به آقای...








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گیتار چابهار
شنبه 31 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : امید بی وس       

استاد شجریان معتقد است که هیچ کدام از معلمان آواز در ایران ، معلم تربیت صدا نبوده اند

و آنها تنها ردیف و شیوه را آموزش می دادند .

اینکه هنرجوی آواز صدا را چگونه بسازد و عیب صدای خواننده چگونه باید رفع شود تا بحال

در موسیقی سنتی ایران سابقه نداشته است .(استاد ضمن ادای احترام به همه اساتید

 موسیقی پیش از خودشان همیشه از نورعلی خان برومند از معلمی استثنایی و ممتاز یاد

می کنند ).

درآواز ایرانی تکنیک ارائه صدا به این صورت است که صدا در مسیر خودش از انتهای نای

شروع می شود و به سینه می رسد و گلو را پر می کند .سپس از دو لب بیرون می آید .

در این مسیر روی صدا می توان خیلی کار کرد .

از محل برخاستن صدا تا قبل از زبان کوچک ، مخصوصاً در حلق هیچ کاری نباید با صدا کرد .

زیرا خواندن از ته حلق بسیار صدا را بد می کند .

گلو باید کاملاً باز باشد.صدایی که ازسینه بیرون می آید وسعت خوبی دارد اما کیفیت ندارد .

صدای خوب که از حنجره بر می آید باید به سقف دهان بخورد .در سقف دهان ، به صدا

شدت خاصی داده می شود که این بهترین نوع صدا در موسیقی آوازی ماست .

هیچ وقت نباید به فک فشار آورد .لب پایینی باید حالت طبیعی خود را حفظ کند .


صدا باید کاملا به صورت مخروطی از دهان بیرون بیاید .البته این در مقایسه با موسیقی

 آوازی سایر ملل کاملا بر عکس است .زیرا آنها از فضای جلوی دهان بسیار استفاده

 می کنند.اما در موسیقی ایرانی بیشتر کار روی صدا در فضای قبل از دهان استفاده

می شود.


مثلا درکار پاواروتی برای ادای حرف آ به اندازه شش سانت دهانش باز می شود اما در

 موسیقی آوازی ما نباید بیشتر از ضخامت انگشت سبابه دهان را باز کرد و به این صورت

 ما آ را تقریبا نزدیک به اُ تلفظ می کنیم و لبها زیاد از هم باز نمی شود


- درحالی که رو به دیوار ایستاده اید به آرامی و به صورت عمیق به اندازه عدد 1 تا 3 به

 داخل نفس بکشید.


بعد بازدم را به آرامی انجام دهید. باید صدای هیس ایجاد شود.


درهنگام این تمرین موارد زیر را مد نظر قرار دهید.


- یادتان باشد که گلو و حنجره باید کاملاً راحت و آزاد باشد.


- خروج هوا به صورت کنترل شده باشد.

- تا جایی که می توانید خروج هوا با زمان طولانی تری انجام شود تا ماهیچه های

قدرت و انعطاف بیشتری پیدا کنند.

2- هوا را با شدت به طوری که صدای هوف بدهد از بینی خارج کنید.

30 بار این عمل را در هر بار تمرین تکرار کنید.اگر خواستید این تمرین را ادامه دهید

سعی کنید که حتما استحراتی به خود بدهید.( بعد از 30 بار)

با این تمرین عملکرد دیافراگم برای شما مشخص می شود.

3- پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید.از ناحیه ستون فقرات کمی به جلو خم شوید.

با دست راست از سمت چپ و پایین به بالای سر و سمت راست در هوا یک دایره بزنید.

وقتی دست از پایین به بالا می رود عمل دم و زمانی که از بالا به راست و پایین می آید

عمل باز دم را از بینی انجام دهید.

4- زانوها را خم کرده و انتهای ستون فقرات را به داخل و سپس قفسه سینه را به

جلو و بالا ببرید.

با دست راست از قسمت بازو و زیر بغل که به طرف جلوی بدن می آید حرکت

دایره ای انجام دهید ، وقتی از پایین به بالا و راست می رود عمل دم و هنگام بالا

آمدن از بالا به پایین و چپ عمل بازدم انجام شود.

این عمل را برای چپ ( برعکس فوق ) هم انجام دهید

 


 

برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..."

 دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .

برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته

 می شوند و چه فرقی با هم دارند .


برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار

 مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده

و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان

ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند )

حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن

 پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت

بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی

 اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن

 و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .


توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن

 حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد

 شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی

بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس

شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا دشتی که سوزناک تر است دارد .

البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا

 نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما

 غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا

حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد

 که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های

 دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه

را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و

 " نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .

حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :

اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که

 نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا

 ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد

تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در

 مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .

تقسیم بندی بدین صورت است :


1- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .


2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک

 و نوا است .


3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است

.
4- دستگاه چهارگاه


5- دستگاه سه گاه

دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه

 و پنج آواز معتقدند بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار

 می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور

 نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .

البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار

 بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این

 تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی

شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند

ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .


نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و

کسانی که بر این موارد تسلط داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی

به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی برای مرکب نوازی

 وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم

 ( یا به عبارت بهتر اختراع نشده است ) نشده است

آواز دشتی از مشتقات دستگاه شور می باشد و شامل گوشه های درآمد،

 حاجیانی، کرد بیات، قرچه، کوهستانی، چوپانی، مرادخانی، دیلمان، عشاق،

غم انگیز و ... می باشد.

در موسیقی فولکریک (محلی) ایرانی که سرشاخه اصلی آن نشأت گرفته از

احساس، محیط، نحوه زندگی و فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی است و با توجه

به سختیها و مشقات فراوانی که اقوام مختلف ایرانی در دوران متفاوت طی

 کرده اند. و با تناسبی که در آواز دشتی از لحاظ بیان سوز و ارایه زیبای این

مشقّات و دردهای اجتماعی وجود دارد، آواز دشتی از محبوبیت خاصی در این

 نوع موسیقی برخوردار است. موسیقی بختیاری، خراسانی، گیلکی،

مازندرانی، بلوچ و ... همگی دارای الحان متفاوت و زیبا در آواز دشتی

 می باشند.

از نظر احساس می توان گفت که آواز دشتی حزن انگیز ترین آواز ایرانی می باشد.

 البته نوع حزنی که در این آواز وجود دارد نیز جای بحث دارد، این حزن توأم با

 سادگی و لطافت قومهای مختلف ایرانی می باشد. در واقع نام خود این آواز

در فرهنگ ما بیان کننده بسیاری از ویژگیهای این آواز می باشد.

در خواندن آواز دشتی مهمترین چیز احساس است و اینکه خواننده این احساس

 توأم با سادگی را خود دریافته و بتواند به شنونده منتقل کند. در دستگاهی مثل

چهارگاه تکنیک خواندن و نحوه ادای تحریرها در کنار احساس حائز اهمیت است،

ولی در آواز دشتی تا احساس وجود نداشته باشد نمی تواند بیان کننده حالت

واقعی این آواز باشد. مانند خیلی از آوازهایی که امروزه می خوانند و فقط اسمش

 و گامش دشتی می باشد و هیچ احساسی ندارد.

شما قوم عشایر را که در دشتها زندگی می کنند را در نظر بگیرید كه صفت سادگی

 در میان آنها جلوه گر است، حال چوپانی را در نظر بگیرید که زیر سایه درختی

مشغول نی زدن و آواز خواندن است، احساس دلنشینی که به شما دست می دهد

 در واقع بیان گر حس و حالی از آوار دشتی می باشد، که اوج سادگی و حزن و

گله از جور زمانه می باشد.

این آواز زمان مشخصی برای خواندن یا شنیدن ندارد و در واقع محیط و جو حاکم

 بر آن است که در زمان خاصی این آواز را طلب می کند که می تواند در هر

ساعتی از شبانه روز باشد. البته در پایان یادآور می شوم که احساس نسبی

 است و برای توصیف آن میزانی وجود ندارد و این احساس بر اساس شرایط و

محیط متغیّر است.

نکته ای كه در پایان می توان اشاره کرد این است که تناسب شعر برای آواز دشتی

بسیار حائز اهمیت می باشد. زیرا با توجه به حال و هوای حزن انگیز این آواز باید اشعاری

 نیز که برای خواندن در این آواز انتخاب می شوند داری چنین فضایی باشند. به طور مثال

هرگز نمی توان این غزل حافظ "گل در بر و می در کف و معشوق به کام است...سلطان

جهانم به چنین روز غلام است" را در به صورت آواز دشتی خواند و در عوض غزل دیگری

 از حافظ مانند:

دیدی ای دل، که غم عشق دگر باره چه کرد؟

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟


آه از آن نرگس جادو، که چه بازی انگیخت!


وای از آن مست، که با مردم هشیار چه کرد!


اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار،


طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد!

* * *
آن که پُر نقش زد این دایرۀ مینائی


کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد.


ساقیا جام مِیَم ده، که نگارندۀ غیب


نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد.

* * *
برقی از منزل لیلی برخشید سَحَر،


وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد!


فکر عشق، آتش غم در دل حافظ زد و سوخت-


یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد،

فضای این غزل بگونه ای است که انگار فقط برای خواندن در آواز دشتی سروده

 شده است. همانگونه که استاد شجریان نیز آن را به زیبایی در کاست گنبد

مینا اجرا کرده اند."انگار که حافظ هنگام سرودن این شعر در مجلسی حضور

داشته که در آن ساز یا آواز دشتی اجرا می شده و چه بسا که حافظ اولین

بار این غزل را در مجلسی به صورت دشتی خوانده باشد."

 

قسمت دوم :

صدای میانی پلی است بین صدای معمولی صحبت کردن

 ( که صدای سینه نامیده می شود )

و صدایی که مقداری بالاتر از صدای صحبت

 ( که صدای سر نامیده می شود )

 است. این بخش تقریبا ناشناخته  باورنکردنی صدا، باعث و بانی  یک نوع

 توانایی و آرامش جدید ، هم برای سخنران ها و هم خوانندگان است.

 وقتی ان را پیدا کردید می توانید بدون خستگی صدا بخوانید و فشاری که

 بر گلو و چانه می اید از بین رفته و همانطور که خواهید دید تقریبا بطور

معجزه آسایی به تمام حدود صدای خود به راحتی دسترسی پیدا می کنید.

در خوانندگان بهبود صدای میانی باعث می شود که به طنین های جدید دست پیدا کنند.

برای بدست آوردن این تکنیک شما باید فشر و تنش را از صدایتان حذف کنید. وقتی

 قادر باشید صدای میانی را پیدا کنید، می توانید مطمئن باشد که طوری تنفس

می کنید که صدایتان را قوی و محکم نگه می دارد و شما یاد گرفته اید که  عضلاتی

 را که باعث گرفتگی، محدودیت یا بی اطمینانی صدایتان می شود را رها سازید.

صدای میانی به شیوه صحبت کردن شما لحن باشکوهی می دهد و تازگی و  رنگ

جدیدی نیز در انتظار صدایتان است.

برای اینکه دلیل احساس راحتی در صدای میانی را بفهمید، لازم است کمی

 با طرز کار صدا آشنا شوید. یادتان باشد یه قسمت متفاوت در صدا وجود دارد-

صدا از سینه ، صدای وسط و صدا از سر – و هر کدام به طور متفاوتی عمل

 می کنند.

اگر دستتان را در زیر ناحیه ای که گردن به سینه می چسبد بگذارید و بگویید:

 من می توانم از سینه صحبت کنم، یک ارتعاش خفیف زیر دستتان احساس

 می کنید. وقتی به سمت بالاتر می روید نوعی اثر مانند زیپ شروع به بسته

انتهای تارهای صوتی می کند تا جائیکه فقط پنجاه درصد طول تارهای صوتب

مرتعش می شوند، در اینجا باید بگویم که شما به صدای میانی رسیده اید...

در صدای میانی شما احساس می کنید که بخشی از ارتعاش سینه رها می

 شود و به نزدیک محلی درست پشت بینی و چشم ها منتقل می شود.

این محل به اسم های مختلف نامگذاری شده اما بیشتر ماسک نامیده می شود.

هوا و لحنی که در ناحیه سینوس می پیچید خیلی ظریف و مانند صدای بال

 پرندگان یا وزوز ملایم است. دهانتان را ببندید و بگویید: م م م م م م  م ...

وقتی صدا از داخل دهان به لب هایتان می خورد احساس لرزش در انها می کنید.

 این بسیار شبیه به ارتعاشی ایت که در صدای میانی احساس خواهید کرد،

هرچند که در صدای میانی این ارتعاش به بینی نزدیک تر است.

 

چگونه تنفس را اصلاح کنیم

 

·          دست های خود را روی شکم قرار داده و آن را از هوا پر کنید. حال دندان های

 خود را بسته و زبانتان را پشت دندان های پائین فشار دهید و کمتریم مقدار هوایی

 را که می توانید از میان دندانها بیرون دهید. ضمن این کار یک صدای ( تس Tess )

 از خودتان در آورید. این کار را تمرین و تمرین کنید تا زمانی که مدت بیرون

دادن نفس تان به سی ثانیه یا بیشتر برسد

به یاد داشته باشد  که شما به هوا اجازه می دهید که از شش ها به بیرون

 نشت کند، نه اینکه با فشار و نیروی عضلانی بیرون می دهید. در تمرین باید

 احساس شود که صدا کاملا ملایم و یکنواخت خارج می شود. در ادامه متوجه

خواهید شد که تارهای صوتی شما برای ایجاد یکی صدای زیبا در خوانندگی

 و سخنرانی به بیشتر از این مقدار هوا نیاز ندارد.

 

·          خاموش کردن شمع با فوت

با دست در روس شکم نفس کاملی بکشید. تجسم کنید که در مقابل یک کیک

 با شمع های روشن قرار دارید و فاصله شما از شمع ها در حدود 10 سانتی

متر است. حال سعی کنید یکی یکی شمع ها را فوت کنید. برای فوت کردن لب های

 خود را باز کنید  و بعد سریعا ببندید و برای شمع بعدی دوباره باز کنید. وقتی برای

اولین بار این کار را می کنید توجه داشته باشید که در عضلات ناحیه شکم چه

 اتفاقی می افتد. آیا احساس می کنید هر بار که فوت می کنید عضلات

شکم سفت تر می شوند؟ آیا احساس می کنید که  شکمتان زیر دستتان

 جلو می آید؟

آنچه ما می خواهیم هیچکدام از این حالت ها نیستند.

دوباره سعی کنید شمع ها را فوت کنید. این بار احساس کنید موقع فوت

کردن شکمتان با فشار کمی تو می رود و بعد متوقف شوید. با هر فوت کردن

شمع احساس کنید که شکم تو می رود و سپس متوقف شوید. موقعی

که نفس تازه می کنید. فوت نکنید.( هر موقع نیاز داشتید راحت نفس بکشید)

 ملاحظه کنید که چه تفاوتی بین این شروع و توقف با تکانهای انقباضی که

موقع سفت کردن عضلات بوجود می آید وجود دارد.

 

·          چرخش تنه

این تمرین راه چاره خوبی برای از بین بردن تنش عضلات شکم می باشد.

 برای اجرای این تمرین باییتسد و دست ها را به کمر بزنید

حالا بالاتنه خود را بدون اینکه باسن خود را حرکت دهید از یک سمت به سمت

دیگر تکان دهید.

شانه هار ا صاف نگه داشته پیشنهاد می کنم ضمن چرخش تنه، تمرین

 نشت آرام هوا را هم همزمان انجام دهید.ملاحظه خواهید کرد که امکان

 ندارد که همزمان چرخش کنید و هم عضلات تنفسی خود را سفت کنید.

 برای اولین بار احساس بازدم بدون فشار را تجربه کردید.

 

·          یک ترفند مفید دیگر تنفسی

کتاب ضخیم با جسمی قطور را پیدا کنید و گودی پاها و انگشت های پا را

 روی آن گذاشته و پاشنه ها را روی زمین تکیه دهید و بایستید. ایستادن

در این وضعیت لگن خاصره شما را در حالت درست قرار می دهد که تنفس

 شما را راحت می کند.

 

 

تنفس طبیعی

 

برای اینکه بدانید چگونه تلاش و تنش از تنفس جلوگیری می کند، ابتدا لازم است

 کمی از کارکرد داخلی بدنتان اطلاع داشته باشید. خوشبختانه ما موقع تنفس

 ( دم و بازدم ) درباره اعمالی که انجام می شود فکر نمی کنیم، اما اگر

در باره این پدیده اتوماتیک با قدری آگاهی عمل کنیم. برای اصلاحات مورد

 نیازتان قدمی پیش می گذارید.

بطور خلاصه و مختصر کار دستگاه تنفس شما به شرح زیر است: شش های

 شما روی دیافراگم ( حجاب حاجز ) که پرده ای عضلانی برای جدا کردن

حفره سینه از شکم است قرار دارد. دیافراگم به ستون فقرات، دنده های

 پائین و استخوان سینه متصل است و بطور طبیعی به سمت بالا قوس

 دارد اما موقع داخل دادن نفس جمع شده، یکی دو اینچ پائین می رود. این

 جرکت ظاهرا بی اهمیت به نظر می رسد اما نیروبخش محل تنفس است.

 نه تنها برای بسط ریه ها جا باز می کند؛ همچنین فشار داخل ریه ها را

هم تغییر می دهد. فرض کنید که ریه ها محفظه ای با کف کاذب باشدن.

وقتی دیافراگم می افتد، کف کاذب جدا شده بیرون می افتد و هوا برای پر

کردن خلاءهجوم می اورد. وقتی دیافراگم به حالت عادی برگشته و بلند

می شود در فضای کوچک تر شش ها هوا فشرده شده و بیرون می آیند.

اگر به ریه هایتان اجازه بدهید در سینه تان جابجا شوند، و اگر دیافراگم

خود را به حال خود بگذارید که بالاو پائین رود تنفس شما مثل تنفس یک

 بچه کوچک کامل و طبیعی خواهد بود. هدف اینست.

حالا شروع کنید. هدف دستورهای زیر برطرف کردن موانعی است که  خیلی

از افراد در سر راه تنفس عمیق و راحت دارند.

 

قدم اول : حالت قرار گرفتن مناسب

در شورع کار ما نیاز داریم  که یکی مسیر بدون مانع برای رسیدن هوا به شش ها

تامین کنیم. صاف بایستید و پاها را به اندازه عرض شانه ها از هم باز کنید.

سرتان را بچرخانید تا اگر ناراحتی در گردنتان باشد رفع شود. سپس سرتان

 را مستقیم نگهدار

ید چانه تان موازی زمین باشد. نه به سمت بالا و نه به سمت پائین کج شود.

شانه هایتان  را به سمت مرکز پشت تان ببرید بطوریکه آنها عقب و پائین

باشند. با این کار سینه تان باز می شود و این درست همان چیزی است

که می خواهیم.

خود را پایین انداخته، یا حتی گرد کردن مختصر شانه ها به جلو، قسمتی

 از بالای قفسه سینه را پائین می اندازد و از انبساط عضلات بین دنده ها

و نتیجتا جاگیری ریه ها در موقع تنفس جلوگیری می کند. آنچه ما به

دنبالش هستین راحتی جسمانی است که از دست قرار گرفتن اعضای بدن

 حاصل می شود.

قدم دوم: نفس به داخل کشیدن ( دم )

حال دستتان را روی شکم تان بگذارید طوری که انگشت وسط روی ناف قرار گیرد.

تمام کارهای بعدی در فاصله بین پائین دنده ها و زیر ناف انجام می شود.

شانه ها را در وضعیت مناسب باز قرار دهید تصور کنید که شکمتان یک

 بادکنک می باشد و وقتی نفس می گشید بگذارید این بادکنک با هوا پر شود.

 فقط در پر شدن این بادکنک متمرکز شوید و وقتی پر شد به آرامی از راه

دهان هوا را بیرون دهید. این کار را چند دقیقه ادامه دهید و بخاطر داشته

باشد که شما فقط می خواهید این بالن را پر کنید بدون آنکه شانه ها را

بالا داده و یا سینه را جلو دهید. چه احساس می کنید؟

 آیا فکر می کنید این کار کاری است که همیشه برعکس آن را می کردید؟

 بالا بردن سینه و شانه ها هنگام دم تنفس فرعی نامیده می شود و

 مطمئن ترین راه برای دریافت کمترین مقدار هوا با کمترین مقدار کنترل است.

 بعضی ها نه تنها موقع نفس کشیدن سینه و شانه را بالا می دهند بلکه

فکر می کنند که باید شکمشان را هم به داخل  بدهند.

تنفس دیافراگمی کاملا آرام بخش جسم انسان است. اما در برخی موارد،

در مراحل شروع کار یادگیری، ممکن است کمی فشار و تنش عضلانی

 احساس شود.

 

قدم سوم : توجه روی بازدم ( بیرون دادن نفس )

این بخش قائدتا باید بخش آسانی باشد. رها سازی نفس. وقتی  نفس را

بیرون می دهیم ساختمان بدن طوری طراحی شده که شکم براحتی به وضع

 طبیعی اولیه خود بر می گردد. برای بازدم کار عضلانی انجام نمی شود.

تنها رهاسازی و استراحت. اما هشتادو پنج درصد افراد فکر می کنند که باید

 با تلاش سخت هوا را بیرون دهند که این درست نیست.

با گذاشتن انگشت اشاره و انگشت وسط به محلی که شرح دادم، خودتان

 تجربه کنید. با صدای کوتاه و شدید بگویید : go,go,go وقتی این سیلاب

 را بیرون می فرستید آیا احساس می کنید  که عضلات زیر انگشت های

 شما سفت شده و جمع می شوند؟ بااین کار جلوی خروج راحت هوا

را از ریه ها می گیرید.

دقت کنید که هرچه فشار هوا روی تارهای صوتی بیشتر باشد، کنترل اصواتی

که ایجاد می شود مشکلتر است. قوت، حدود و هماهنگی صدا بستگی به

جریان آرام و منظم هوا دارد، نه انفجارهای پشت سر هم تنفس شدید.

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 خرداد 1390 05:15 ب.ظ
سلام دوست عزیز
کلی شاد شدم اینجا...
معلوم میشه رو وبلاگت کار کردی.
من به روزم.
به من سر بزن.
یکشنبه 1 خرداد 1390 09:22 ق.ظ
سلام دوست عزیز
آپم خوشحال میشم بهم سر بزنی
یکشنبه 1 خرداد 1390 03:12 ق.ظ
سلام
چه دقیق توضیح دادین
کاش زودتر این اطلاعاتو می فهمیدم
شنبه 31 اردیبهشت 1390 06:55 ب.ظ
ای ول!
طرح جدید و خوبی انجام دادی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر