تبلیغات
گیتار چابهار - کارت پستال دوستان وب گیتار چابهار
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امید بی وس
نویسندگان
نظرسنجی
من به آقای...








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گیتار چابهار
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امید بی وس       

با سلام

با تشکر از دوستان عزیز از کارت پستال های زیبایی که برای وب

حقیرانه ما طراحی کرده اند

کارت پستال 1=آبجی شیدا-مدیر وب دل شیدا

کارت پستال2=آبجی شیدا-مدیر وب دل شیدا

کارت پستال 3=آقای ملک رییسی-مدیر وب شب تنهایی ستار

کارت پستال4=آقای ملک رییسی-مدیر وب شب تنهایی ستار

کارت پستال5=آقای هوتی-مدیر وب دل عاشق

کارت پستال6=آقای رییسی-مدیر وب ساحل چابهار





نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها : گیتار، چابهار، دل، شیدا، شب، تنهایی، ستار، ساحل، عاشق،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 آذر 1390 10:19 ق.ظ
خیلی جالب بودند شما طراحی كرده بودید آقاامید
به من هم سربزن
پنجشنبه 24 آذر 1390 07:43 ب.ظ
چهارشنبه 23 آذر 1390 04:32 ب.ظ
داداش امید سلام
خوبی؟؟؟
من باز هم ومدم برای یه زحمتی دارم
ببین من یه وب دارم درست می کنم برای اشعار نو و غزله
می خواستم یه قالب براش درست کنی
که توی بالای قالب یه عکس از اخوان ثالث و حافظ و شهریار و نیما یوشیچ و چند تا شاعر دیگه بذار
قالب که درست شد بیا تو وب سهیل بهم خبر بده
این آدرس وبمه هنوز هیچی نداره فقط بی زحمت قالب رو زود تر حاضر کن
www.104no.blogfa.com
چهارشنبه 23 آذر 1390 02:08 ق.ظ
نخواهم من طریق و راه طامات مرا می باید و مسکن خرابات
گهی با می گسارم انده خویش گهی با جام باشم در مناجات
گهی شطرنج بازم با حریفان گهی راوی شوم با شعر و ابیات
گهی شه رخ شوم با عیش و راحت گهی از رنج گردم باز شهمات
نخواهم جز می و میخانه و جام نه محنت باشد آنجا و نه آفات
همیشه تا بوم در خمر و در قمر بیابم راحتی اندر مقامات
چو طالب باشم اندر راه معشوق طلب کردن بود راه عبادات
طریق عشق آن باشد که هرگز نیابد عاشق از معشوق حاجات
چنین دانم طریق عاشقی را که نپذیرد به راه عشق طامات
ز چیزی چون توان دادن نشانی که پیدا نیست اندر وی اشارات

چهارشنبه 23 آذر 1390 02:07 ق.ظ
تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات همواره منم معتکف راه خرابات
کردند همه خلق همی خطبه‌ی شاهی چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات
من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم چون شاه خرابات بود ماه خرابات
گر صومعه‌ی شیخ خبر یابد ازین حرف حقا که شود بنده‌ی خرگاه خرابات
بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات
او نیست بجز صورت بی هیت بی روح افگنده به میدان شهنشاه خرابات
آن روز مبادم من و آن روز مبادا بینند ز من خالی درگاه خرابات
شیر نر اگر سوی خرابات خرامد روباه کند او را روباه خرابات
آنکو «لمن الملک» زند هم حسد آید او را ز خرابات و علی‌الاه خرابات
چهارشنبه 23 آذر 1390 02:07 ق.ظ
هر آن روزی که باشم در خرابات همی نالم چو موسی در مناجات
خوشا روزی که در مستی گذارم مبارک باشدم ایام و ساعات
مرا بی خویشتن بهتر که باشم به قرایی فروشم زهد و طاعات
چو از بند خرد آزاد گشتم نخواهم کرد پس گیتی عمارات
مرا گویی لباسات تو تا کی خراباتی چه داند جز لباسات
گهی اندر سجودم پیش ساقی گهی پیش مغنی در تحیات
پدر بر خم خمرم وقف کردست سبیلم کرد مادر در خرابات
گهی گویم که ای ساقی قدح گیر گهی گویم که ای مطرب غزل‌هات
گهی باده کشیده تا به مستی گهی نعره رسیده تا سماوات
مرا موسی نفرماید به تورات چو کردم حق فرعونی مکافات
چو دانی کاین سنایی ترهاتست مکن بر روی سلامی خواجه هیهات
چهارشنبه 23 آذر 1390 02:06 ق.ظ
عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت دست ازین مشتی ریاست جوی دون بر سر گرفت
عالم پر گفتگوی و در میان دردی ندید از در سلمان در آمد دامن بوذر گرفت
اینت بی همت که در بازار صدق و معرفت روی از عیسا بگردانید و سم خر گرفت
سامری چون در سرای عافیت بگشاد لب از برای فتنه را شاگردی آزر گرفت
نان اسکندر خوری و خدمت دارا کنی خاک سیم از حرص پنداری که آب زر گرفت
بلعجب بازیست در هنگام مستی با فقر کز میان خشک رودی ماهیان تر گرفت
سالها مجنون طوافی کرد در کهسار دوست تا شبی معشوقه را در خانه بی مادر گرفت
آنچه از مستی و کوتاهی شبی آهنگ کرد تا سر زلفش نگیرد زود ازو سر بر گرفت
خواجه از مستی شبی بر پای چاکر بوسه داد تا نه پنداری که چاکر قیمت دیگر گرفت
زین عجایب تر که چون دزد از خزینت نقد برد دیده‌بان کور گوش پاسبان کر گرفت
این مرقعها و این سالوسها و رنگها امر معروفست کز وی جانها آذر گرفت
دیو بد دینست لیکن بر در دین ره زند زهر ما زهرست لیکن معدنی شکر گرفت
ای سنایی هان که تا نفریبدت دیو لعین کز فریب دیو عالم جمله شور و شر گرفت
هر دعا گویی که در شش پنج او دادی به خواب چون سنایی هفت اختر ره ششدر گرفت
چهارشنبه 23 آذر 1390 02:06 ق.ظ
با سلام و درودهای فراوان استاد بزرگوار امید جان خسته نباشی
ممنون از این که دعوت ما را پذیرفتی برای خوندن مصاحبه ازت ممنون هستم امید جان قالب وبت شیک شده الان زود بالا میاد از سنگینی بر طرف شد به به کارت پستالها ی زیبا ردیف کردی
همیشه شاد و تن درست باشی با ارزوی موفقیت دوست دارت ستار
سه شنبه 22 آذر 1390 08:20 ب.ظ
lما شعر می گوییم
مایکه
نمی توانیم
زندگی کنیم
...
به روزم
سه شنبه 22 آذر 1390 12:24 ب.ظ
بشنو از قلیان حکایت می کند


از خماری ها شکایت می کند





نامه ام با نام قل آغاز کن


ای تو دل در دود او پرواز کن





خسته ام از زخم های روزگار


می نشینم پای قلیون بر قرار





ای زغالت چون دلم آتش به سر


ای پک اول ز تو بس کار گر





این کلاه نقره ی فویل تو چیست؟


چاق گردانِ دمِ گرمِ تو کیست؟

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر