تبلیغات
گیتار چابهار - قالب وب شب تنهایی ستار
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امید بی وس
نویسندگان
نظرسنجی
من به آقای...








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گیتار چابهار
چهارشنبه 14 دی 1390 :: نویسنده : امید بی وس       

قالب وب شب تنهایی ستار تقدیمی به عبدالستار ملک رییسی محبوب ترین وب نویس بلوچ

 

 

دریافت قالب

مشاهده قالب





نوع مطلب : آموزش وبلاگ نویسی، 
برچسب ها : قالب، وبلاگ، شب، تنهایی، ستار،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 دی 1390 02:55 ب.ظ
salame man be to yare ghadimi....
جمعه 16 دی 1390 12:45 ب.ظ
با سلام و عرض ادب خدمت شما عزیز مهربان
انشالله جمعه خوبی داشته باشی
و یه حکایت هم تقدیم به شما عزیز امید جون باران خوبی باریده بود و مردم دهکده شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند . تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شده بودند .
در گوشه‌ ای دو زوج جوان کنار درختی نشسته بودند و آهسته با یکدیگر صحبت می‌ کردند . آنقدر آهسته که فقط خودشان دوتایی صدای خود را می‌ شنیدند . در گوشه ‌ای دیگر دو زوج پیر رو به ‌روی هم نشسته بودند و در سکوت به هم خیره شده و مشغول نوشیدن چای بودند . در دور دست نیز زن و شوهری میانسال با صدای بلند با یکدیگر گفت‌ و گو می کردند و حتی بعضی اوقات صدای شان آن قدر بلند و لحن صحبت شان به حدی ناپسند بود که موجب آزار اطرافیان می ‌شد .

یکی از شاگردان از شیوانا پرسید : ” آن دو نفر چرا با وجودی که فاصله بین شان کم است سر هم داد می‌ زنند ؟ ”
شیوانا پاسخ داد : ” وقتی دل ‌های آدم ‌ها از یکدیگر دور می ‌شود آن ها برای این که حرف خود را به دیگری ثابت کنند مجبورند عصبانی شوند و سر هم داد بزنند . هر چه دل‌ ها از هم دور تر باشد و روابط بین انسان ‌ها سرد تر باشد میزان داد و فریاد آن ها روی سر هم بیش تر و بلند تر است . وقتی دل ‌ها نزدیک هم باشد فقط با یک پچ ‌پچ آهسته هم می‌ توان هزاران جمله ناگفته را بیان کرد . درست مانند آن زوج جوان که کنار درخت با هم نجوا می‌ کنند . اما وقتی دل ‌ها با یکدیگر یکی می‌ شود و هر دو نفر سمت نگاه شان یکی می ‌شود ، همین که به هم نگاه کنند یک دنیا جمله و عبارت محبت ‌آمیز رد و بدل می ‌شود و هیچ ‌کس هم خبردار نمی ‌شود . درست مثل آن دو زوج پیر که در سکوت از کنار هم بودن لذت می ‌برند . هر وقت دیدید دو نفر سر هم داد می‌ زنند بدانید که دل ‌هایشان از هم دور شده است و بین خودشان فاصله زیادی می ‌بینند که مجبور شده ‌اند به داد و فریاد متوسل شوند

عبدالستار ملک ریسییsarbazeytk.blogfa.com
جمعه 16 دی 1390 07:58 ق.ظ
سلام داداش امید .
ممنون که پیش ایلیا هم میرید .
خدا از برادری کمتون نکنه و همیشه ایام سالم و سلامت باشید .
جمعه 16 دی 1390 07:56 ق.ظ
سلام دایی امید مهربونم .
ایشالله خونه دل و قلب شما هم تو این سرمای زمستونی گرم و پر از حرارت مهر و محبت باشه .
ممنون برام وقت میزاری و پیشم میایی .
ایشالله همیشه شاد و سلامت و موفق باشی .
جمعه 16 دی 1390 07:55 ق.ظ
__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡_|̲̲̲͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡l ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡_*̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡__

اَگر کَسی را نَداشتی کهِ به او بیَندیشی ، به آسِمان بیَندیش ،

چون دَر آسِمان کَسی هَست ، کهِ به تو می اَندیشَد ،

__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡_|̲̲̲͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡l ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡_*̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡__

جمعه 16 دی 1390 01:47 ق.ظ
صدبار به بوسه آزمودم پارت بس بوسه دریغ یافتم هر بارت
گفتم که کنون کشید خواهم بارت با این همه هم به کار ناید کار
پنجشنبه 15 دی 1390 10:27 ب.ظ
ای کرده فلک به خون من نامزدت دیدار نکو داده و برده خردت
ز اقبال قبول تو و ز ادبار ردت من خود رستم وای تو و خوی بدت

***

صدبار به بوسه آزمودم پارت بس بوسه دریغ یافتم هر بارت
گفتم که کنون کشید خواهم بارت با این همه هم به کار ناید کارت

***

ای خواجه محمد ای محامد سیرت ای در خور تاج هر دو هم نام و سرت
پیدا به شما دو تن سه اصل فطرت ز آن روی سخا از تو و علم از پدرت

***

زین پس هر چون که داردم دوست رواست گفتار بیفتاد و خصومت برخاست
آزادی و عشق چون همی باید راست بنده شدم و نهادم از یک سو خواست
پنجشنبه 15 دی 1390 10:26 ب.ظ
موی که سوز عاشقان می‌انگیخت کز یک شکنش هزار دلداده گریخت
آخر اثر زمانه رنگی آمیخت تا در کفش از موی سیه پاک بریخت

***

در دوستی ای صنم چو دادم دادت بر من ز چه روی دشمنی افتادت
دشمن خوانی مرا و خوانم بادت ای دوست چو من هزار دشمن بادت

***

ای مانده زمان بنده اندر یادت دادست ملک ز آفرینش دادت
تو عید منی به عید بینم شادت ای عید رهی عید مبارک بادت
پنجشنبه 15 دی 1390 10:25 ب.ظ
سلام امید جان خسته نباشی خوبی عزیزم
میهن بلاگ صدرصد از بلاگ فا بهتر است
می دونی چطوری همین وب روز بلاگ یا که همون سایت شما دیدن کردی
تو بلاگ فا نمی تونم کامنت گذاشت هر موقع اسم سایت یا که همین رز بلاگ بزارم بلاگ فا اخطار می ده ولی میهن بلاگ این حرفا نداره
واقعا کار میهن بلاگ بیست است
شاد پیروز باشی امید جیگز طلایی
پنجشنبه 15 دی 1390 10:21 ب.ظ
از روی تو و زلف تو روز آمد و شب ای روز و شب تو روز و شب کرده عجب
تا عشق مرا روز و شبت هست سبب چون روز و شبت کنم شب و روز طلب

***

تا دیده‌ام آن سیب خوش دوست فریب کو بر لب نوشین تو می‌زد آسیب
اندیشه‌ی آن خود از دلم برد شکیب تا از چه گرفت جای شفتالو سیب

***

بی‌خوابی شب جان مرا گر چه بکاست جر بیداری ز روی انصاف خطاست
باشد که خیال او شبی رنجه شود عذر قدمش به سالها نتوان خواست
پنجشنبه 15 دی 1390 10:19 ب.ظ
لبهات می ست و می بود اصل طرب چندان ترشی درو نگویی چه سبب
تو از نمک آنچنان ترش داری لب گر می ز نمک ترش شود نیست عجب

***

نیلوفر و لاله هر دو بی‌هیچ سبب این پوشد نیل و آن به خون شوید لب
می‌شویم و می‌پوشم ای نوشین لب در هجر تو رخ به خوان و از نیل سلب

***

تا بشنیدم که گرمی از آتش تب گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب
مرگست ندیمم از فراقت همه شب تب با تو و مرگ با من این هست عجب
پنجشنبه 15 دی 1390 02:41 ب.ظ

سردی وجودت را با پاییز غم من به دور ریز و به شانه هایم تکیه کن بگذار نغمه ی سبز بهار را در گوشهایت زمزمه کنم. می دانم می دانم که از پاییز بیزاری اما من پاییز نیستم که آرزوهایت را به تاراج ببرم من حدیث روشن بهارم با من از دردهایت سخن بگو می خواهم تو را بفهمم می خواهم تو شوم تا دیگر فراموشم نکنی
پنجشنبه 15 دی 1390 02:39 ب.ظ


خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است
پنجشنبه 15 دی 1390 02:39 ب.ظ
هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و
موفقیت نیز حضور دارد

پنجشنبه 15 دی 1390 02:38 ب.ظ

پایان بسرنوشت مراهرآنكس كه دید سوخت تنها نه آنكس كه دید هر آنكس كه شنید هم سوخت حیرت مكن كه سوخت چنینم فروغ عشق هر آنكس میان شعله آتش پرید سوخت

پنجشنبه 15 دی 1390 02:37 ب.ظ

بیگانه با دل نمی دانی چه دلتنگم چه بی تابم چه غمگینم چه تنهایم تو را هر شب صدا کردم نمی بینی نمی خوابم بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ولی با تو به افلاکم بیا با آرزوهایم بسازم خانه ای در دل سراغم را نمی گیری مگر بیگانه ای با دل؟
پنجشنبه 15 دی 1390 02:37 ب.ظ

گوش کردن به آواز باران و سفر به آبی بیکران نگاه کردن به آتش ودیدن آینده از میان شعله ها پرواز به رویا و لمس ستارگان بودن وحس بودن همه این ها مرا وادار به حرکت می کند..
پنجشنبه 15 دی 1390 02:36 ب.ظ

به نسیم می سپاری دست هایم تا رها كند مرا امواج نگاهات تبسم ات صدایت تا رها كند مرا نگاهم را حرمان و حسر ت ام را و شعله های سینه ام تا كران و كرانه بیكرانه
پنجشنبه 15 دی 1390 02:36 ب.ظ
گریه كن ای دل به حال بی نوای بی كسی همچو شمعی آب شو در شعله های بی كسی
دردل با كسی مگو ای دل بیا افسانه شو همصدا با مثنوی با سوز و نای بی كسی
عشق یعنی سوختن در آتش دلدادگی چشم دل دادن به دست ناخدای بی كسی

پنجشنبه 15 دی 1390 02:35 ب.ظ

جفا و جور تو باید کشید منکه کشیدم / طمع ز وصل تو باید برید من که بریدم /ز پا برای تو باید فتاد من که فتادم / بسر بکوی تو باید دوید من که دویدم / بدل هوای تو باید نهفت منکه نهفتم / بجان بلای تو باید خرید من که خریدم / ز دل برای تو باید گذشت من که گذشتم / بجان برای تو باید رسید من که رسیدم
پنجشنبه 15 دی 1390 02:34 ب.ظ

دلم می خواهد گریه كنم به حال زار این دلم/ دلم می خواهد داد بزنم واسه رهایی از خودم/ دلم می خواهد پر بكشم به آسمون سفر كنم/ روی ابرها بشینم به آدما نظر كنم

پنجشنبه 15 دی 1390 02:34 ب.ظ

ثمرات سکوت بسیار شگفت انگیز هستند. آن کس که این ثمرات را می چشد، پیوسته در آرامش است، کارها را با ملایمت، آهستگی و خاموشی انجام می دهد و زمانی را به دعا و استراحت اختصاص می دهد. او در سکوت ساکن می شود سکوت را تعلیم می دهد و در سکوت تردیدهای بسیاری را می زداید. از این روست که آشنایان راز، سخن نمی گویند. آنهاکه نمی دانند به سخن گفتن علاقمندند، آنها افرادی تهی هستند که فقط شیفته پر گویی و مجادله اند.
جی.پی.وسوان
پنجشنبه 15 دی 1390 02:33 ب.ظ
ناز کمتر کن که من اهل تمنا نیستم/ زنده با عشقم اسیر سود و سودا نیستم/ عاشق دیوانه ای بودم که بر دریا زدم رهرو/ گمگشته ای هستم که بینا نیستم/ اشک گرم و خلوت سرد مرا نادیده ای تا بدانی اینقدرها هم شکیبا نیستم/ پای بند آز خویشم مهلتی ای شمع عشق/ من برای سوختن اکنون مهیا نیستم/ هیچکس جای مرا دیگر نمی داند کجاست/ آنقدر درعشق او غرقم که پیدا نیستم/
پنجشنبه 15 دی 1390 02:33 ب.ظ
راستی قالبهای خیلی قشنگی طراحی کردی عالین
پنجشنبه 15 دی 1390 02:31 ب.ظ
ســــــلام امید جان
خوبی شما؟؟؟؟
اومدم ازت تشکر کنم برای تموم لطف محبتت نمیدونم چطوری میتونم تشکر کنم امیدوارم که لیاقت جبران اینهمه محبت رو داشته باشم از همتون ممنونم واقعا وقتی اومدم اشک شوق دلتنگی تو چشمام بود خدارو شکر میکنم برای دوستای گل و مهربونی که دارم از خدا میخوام که همیشه زندگیت پر از شادی و سلامتی و موفقیت باشه به داشتن شماها افتخار میکنم و خدارو شکر میکنم
پنجشنبه 15 دی 1390 12:31 ب.ظ
بدون اغراق قالب هایی که طراحی کردی قشنگ هستن
پنجشنبه 15 دی 1390 12:26 ب.ظ
سلام
این قالب ها به درخواست خودشون طراحی شده؟ یا شما دارید هدیه میکنید ؟
پنجشنبه 15 دی 1390 10:11 ق.ظ
سلام امیدجان:خوبی؟

مطالب وبت فوق العاده قشنگ شدن.

ازخوندنشون باورکن اذت بردم.

پنجشنبه 15 دی 1390 10:10 ق.ظ
آسمان بارانی است

اشك من هم جاری است

شاید این ابر كه می نالد و می گرید از درد من است

آخری اخر ابر هم - از دلم با خبر است

شاید او می داند

كه فرو خوردن اشك

قاتل جان من است

من به زیر باران از غم و درد خودم می نالم

اشك خود را كه نگه می دارم با یه بغض كهنه

من رهایش كردم باز زیر باران

من به زیر باران اشكها می ریزم

همگان در گذرند

باز بی هیچ تامل در من

سر به سوی آسمان می سایم؛

من نمی دانم...

صورتم بارانی است یا آسمان بارانی است

پنجشنبه 15 دی 1390 10:09 ق.ظ
خوش به حالت ای شب
که چنین نرم و سبک
و چنان شاد و رها
می خزی در دل شهر
می پری از سر بام
می دوی تا ته عشق
می رسی کوچه ی خواب
می روی خانه ی یار
نرم می کوبی به در
یار من می گوید
پنجره ها همه باز
بوده ام منتظرت
خوش به حالت ای شب.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30