تبلیغات
گیتار چابهار - حلال چابهار
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امید بی وس
نویسندگان
نظرسنجی
من به آقای...








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گیتار چابهار
شنبه 9 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : امید بی وس       

 

این مطلب بدلیل سوء استفاده برخی از کاربران حذف شد.

 





نوع مطلب : انتخابات مجلس نهم=چابهار، 
برچسب ها : جدگال، سئوال، و، جواب، با، مردم،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 تیر 1391 07:39 ب.ظ
آقی بی سواد شما فقط دنبال کارهای شخصی خودتونید کارتون خراب کردن آقای جدگال هستش
یکشنبه 21 خرداد 1391 12:54 ب.ظ
اون اسمش امیده تواسمت چیه که پدرسگ میگی بی عقل . به جدگال بی عقلت بگوبرو6نمررابیان کن بقول مبارکی گوزیدن بلدنیست
یکشنبه 21 خرداد 1391 12:46 ب.ظ
جدگال فقط رای میخواست این باباازاول گوزیدن بلدنبوده اونی که گفته پدرسگ پدرسگ باباته اشغال کدام گفته های امیددروغه عوضی توبروماشت رابخور
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 11:33 ب.ظ
ارد بزرگ : زندگی بهترین هدیه ای است که بدست آورده ایم . هدیه ایی برای شاد زیستن .

آنتونی رابینز : بسیاری از ما (بد حال) بودن را طبیعی می دانیم ، اما برای خوشحال بودن باید دلیلی داشته باشیم. اما شما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید.می توانید هم اکنون تصمیم بگیرید که خوشحال باشید ، به این دلیل ساده که زنده اید ، به این دلیل که چنین می خواهید . لزومی ندارد که منتظر چیزی یا کسی باشید!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 11:33 ب.ظ
ارد بزرگ : نگاه درون و برون ما از خویشتن خویش آغاز و بدان خواهد انجامید .

آنتونی رابینز : شما خود منشا همه عواطف و احساساتتان هستید. در هر لحظه که بخواهید می توانید آنها را ایجاد کنید و یا تغییر دهید.


دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 11:33 ب.ظ
ارد بزرگ : واژه ها سرشار از پندارهاست ارزش آنها همپای زندگی است .

آنتونی رابینز : کلمات چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را بر قرار سازند رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز بسته به معنایی است که به آن چیز می دهیم کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند

دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 11:32 ب.ظ
با سلام و درودهای فراوان امید جان خسته نباشید امدم سلامی عرض ادب کنم
به یادتیم استاد
برایت ارزوی موفقیت دارم
در امور کارهایت موفق باشید
التماس دعا
یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 09:01 ق.ظ
ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ
ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּּּּּ ּ ּ ּ ּ \____________________
ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ \¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯ֹֹ\
ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּּ۞۞,ּּּ ּ ּ ּ\ تبادل لینک کنیم؟؟!! ִ \
ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ۞ּ ּ ּּ۞۞ـּ ּ ּ ּ\__________________̲̲/_̲
ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ\¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
ּּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ\
ּ ـ۞۞ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ּ ـ۞۞ּ ּ \ּ ּ ּ ۞۞
ּ ۞۞ـּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ـ۞۞ּּ ּ \ּ ּ ּ ּ۞۞
ּ ۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
ּ ּ۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
ֹֹֹֹ¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯\¯¯¯¯¯¯¯¯
ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִִִ ۞ִ۞ ִִִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ

سلام بهتون تبریک میگم شما برنده شدید اگه با تبادل لینک موافقی اطلاع بده
با تشکر
شنبه 23 اردیبهشت 1391 01:19 ب.ظ
پدر سگ تو چه دشمنی با جدگال داری چرا این چرت و پرت هارو در مورد یک ادم با شخصیت نوشتی نفهم یرای اینکه اذیر بلوچ نبرده می سوزی حیف نمی شناسمت به خدا هر جا دیدمت جوابتو میدم
جمعه 22 اردیبهشت 1391 01:42 ب.ظ
¤•----•¤ ¤•----•¤ ¤•----•¤¤•----•¤

کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میزاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیزاشت

¤•----•¤ ¤•----•¤ ¤•----•¤¤•----•¤
جمعه 22 اردیبهشت 1391 01:41 ب.ظ
¤•----•¤ ¤•----•¤ ¤•----•¤¤•----•¤

حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر كسی به اندازه ی حرفهایی است كه برای نگفتن دارد و كتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اكنون رسیده ام به آغاز چنین كتابی...

¤•----•¤ ¤•----•¤ ¤•----•¤¤•----•¤
جمعه 22 اردیبهشت 1391 01:41 ب.ظ

¤•----•¤ ¤•----•¤ ¤•----•¤¤•----•¤


دلم همچو آسمان،پر از ابرهای بارانیست،
ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند....


¤•----•¤ ¤•----•¤ ¤•----•¤¤•----•¤
جمعه 22 اردیبهشت 1391 01:39 ب.ظ
سلام امید جان
خوبی شما؟

خیلی وقته ازت بی خبر بودم امیدوارم که همیشه و هر جا هستی شاد باشی
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 08:58 ب.ظ
سلام دوست عزیز
با نوشته ای کوتاه منتظر حضور دوستان هستم
موفق باشی
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 06:07 ب.ظ
وبلاگ قشنگی دارید
منتظرتون هس
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 10:04 ق.ظ
سلام
شنبه 16 اردیبهشت 1391 11:41 ب.ظ
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
خام بدم پخته شدم سوختم
(مولانا)
شنبه 16 اردیبهشت 1391 11:40 ب.ظ
یادمان باشد با تعریف راست یا دروغ دیگران، خودمان را باد نکنیم، در اینصورت گاهی کوچک ترین سوزن روزگار با رسوایی هر چه تمام تر ما را میترکاند...

شنبه 16 اردیبهشت 1391 11:39 ب.ظ
سلام
جمعه 15 اردیبهشت 1391 03:44 ب.ظ
سلام . خوبی امید جان ؟
ممنونم دوست عزیز که به وبلاگم سر زدین !
وبلاگت مثل همیشه زیبا و خواندنی یود ...
موفق باشید !
جمعه 15 اردیبهشت 1391 12:58 ق.ظ
ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام علیکـــــــــــــــــــم

خسته نباشید خوبی عزیزم

فردا صبح من وب شب تنهایی را بروز می کنم
وقت کردی تشریف بیار
با سپاس فراوان ستار
جمعه 15 اردیبهشت 1391 12:58 ق.ظ
ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام علیکـــــــــــــــــــم

خسته نباشید خوبی عزیزم

فردا صبح من وب شب تنهایی را بروز می کنم
وقت کردی تشریف بیار
با سپاس فراوان ستار
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 01:03 ق.ظ
عالم چو منزلست و خلایق مسافرند
در وی مزورست مقام و مقیم ما
هست این جهان چو تیم فلک همچو تیم بدار
ما غله‌دار آز و امل هم قسیم ما
تیمار تیم داشتن از ما حماقتست
تیمار دارد آنکه به ما داد تیم ما
ما از زمانه عمر و بقا وام کرده‌ایم
ای وای ما که هست زمانه غریم ما
در وصف این زمانهٔ ناپایدار شوم
بشنو که مختصر مثلی زد حکیم ما
گفتا: زمانه ما را مانند دایه‌ایست
بسته در و امید رضیع و فطیم ما
چون مدتی برآید بر ما عدو شود
از بعد آنکه بود صدیق و حمیم ما

دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 01:02 ق.ظ
گر ما همه سیاه گلیمیم طرفه نیست
سیم سپید کرده سیاه این گلیم ما
ای از نعیم کرده لباس خود از نسیج
هان تا ز روی کبر نباشی ندیم ما
گر آگهی ز کار و گرنه شکایتست
این دلق پاره پاره و تسبیح نیم ما
گویی برهنه پایان بر من حسد برند
هر گه که بنگرند به کفش ادیم ما
در حسرت نسیم صباییم ای بسا
کرد صبا نسیم و نیارد نسیم ما
امروز خفته‌ایم چو اصحاب کهف لیک
فردا ز گور باشد «کهف» و «رقیم» ما
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 01:02 ق.ظ
تا کی ز هر کسی ز پی سیم بیم ما
وز بیم سیم گشته ندامت ندیم ما
تا هست سیم با ما بیمست یار او
چون سیم رفت از پی او رفت بیم ما
آیند هر دو باهم و هر دو بهم روند
گویی برادرند بهم سیم و بیم ما
ای آنکه مفلسیست بلای عظیم تو
سیمست ویحک اصل بلای عظیم ما
بهتر بدان که هست تمنای تو محال
سیمست گویی اصل نشاط و نعیم ما
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 01:01 ق.ظ
با سلام و درودهای فراوان استاد بزرگوار امید جان خسته نباشید ممون از حضور سبزت
در کلبه شب تنهایی مون
دست گلت درد نکند مطلب مجلس را خوندم
خیلی خیلی زیبا نوشتی افرینن به شما
باید لوح تقدیر دریافت می کردی
اگر من تو اداره ایی کار مند می بودم به شما
لوح تقدیدم می کردم منتحا تو غربت افتادم
شاید قبرمون این جا باشد
زنده باشید استاد
هزارها درود بر شما
دوستد ارت ستار
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 06:15 ب.ظ
گویی جهانم زیر و رو می شود

آن هنگام که هـُـرم ِ نفس هایت

زیباترین سمفونی را در گوش هایم می نوازد
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 01:35 ب.ظ
salam
omadam be doste azizemon sari bezanam va salam konam
شنبه 9 اردیبهشت 1391 10:27 ب.ظ
من نه آنم که در بند نهانم، من آنم که لبخندی بر لبانت نشانم
مثل اینکه اکثر نماینده ها بعد از رفتن به مجلس فراموشی میگیرن!!!
سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر